اتفاقات تلخ هرچقدر هم که بخواهند چهره شهر را کدر کنند، هنر همیشه راهی برای روییدن پیدا میکند. ریشههای کلمه، فرهنگ و آگاهی در این خاک چنان اصیل و جاندارند که هر زخمی را به بهانهای برای قد کشیدن و شکفتن دوباره تبدیل میکنند.
تجسم عینی این باور را میتوان درست بر دیوارهای شهرکتاب تماشا کرد. شاید زمختی این فلز سرد در نگاه اول یادآور روزهای سخت باشد اما در دل همین قاب، ایران ما شکوفه داده است. تصویر سرزمینی که قلبش لابهلای این گلها میتپد و به زیبایی نشان میدهد که چطور میشود از بطن سردترین سطوح هم جوانه زد و پرنده زندگی را در آغوش کشید.
این بوم فلزی که حالا با گُلها جان گرفته، برای ما فراتر از یک حفاظ موقت است؛ این تصویر با هویت ما گره خورده است: باز نگه داشتن پنجرهای رو به امید در میانه تاریکیها. هر گُلی که بر این نقشه روییده، از جنس کلماتی است که هرروز در این خانه میخوانیم؛ بذرهایی که برای فردای روشنتر این خاک میکاریم تا به یاد داشته باشیم رویش زیبایی و زندگی در این سرزمین، توقفناپذیر است.



برچسبها:ایران, جنگ, شهرکتاب, شهرکتاب مرکزی